صائن الدين على بن تركه
104
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
نمايد و از قباى عزت و عصمتش بندى چند بگشايد و به حكم فرمودهء : « ان للقرآن سبعة ابطن » آن نوعروس خلوتخانهء معنى را هر هفت « 1 » كرده ، بر حجلهء قبول طالبان در جلوه آرد « 2 » . صورتى از طبع خود انگيخته * هيكلى از قالب نو ريخته خوان تو را اين دو نواله سخن * دست نديد است به او دست كن و آن را از تقديم مقدمهاى ناگزير است و بيانش آن است كه از معنى « اوتيت جوامع الكلم » كه از نشانهاى خاصهء حضرت رسالت پناه ختمى است ، چنان روشن مىشود كه سخنان حقايق ترجمان او ، جامع همهء اطوار باشد . يعنى همچنانكه سياحان جهان معنى ، از سماط لطائف او ، هر لحظه نوالى باكمال مىيابند ، محصوران شهرستان صورت هم بىنصيب نمىمانند « 3 » . و اگرچه درياكشان « 4 » خرابات تحقيق ، هردم از خمخانهء فيضش سيراب شراب لطائف جمال مىگردند ، جرعهنوشان صوامع تقليد نيز از رشحات جام كمال انجامش ، سرمستىها مىكنند « 5 » . اى تو را با هر دلى كارى « 6 » دگر * بر سر هر كوى ، بازارى « 7 » دگر چه هر آفريده به قدر حوصلهء خويش و قوت استعداد اصليش « 8 » از خوان بخشش عام او ، نوالى دارد ، و از رحمت بىامتنانش نصيب كمالى « 9 » . اگر جامى به دست آرى ز خم جامى برى پرمى « 10 » * و گر پيمانهاى دارى به تو پيمانه پيمايد « 11 » هرآينه اين پردهنشين سرادق نبوت و رسالت نيز بر اين تقدير بايد كه در مدارك هر طايفه به صورتى كه مناسب قواى ادراكى او باشد ، بر او جلوه كند « 12 » و برحسب
--> ( 1 ) - هر هفت بر وزن زربفت : آرايش . به نقل از برهان قاطع . ( 2 ) - ب : بيت . ( 3 ) - ب : نمانند . ( 4 ) - م 4 : دردكشان . ( 5 ) - ب : بيت . ( 6 ) - م 4 : كار دگر . ( 7 ) - م 4 : بازار دگر . ( 8 ) - ب : اصلىاش . ( 9 ) - ب : فرد . م 4 : بيت . ( 10 ) - ب : زان . ( 11 ) - ب : بنمايد . ( 12 ) - م 4 : كنند و به حسب .